محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6052

تاريخ الطبرى ( فارسي )

پسر از هر كه اصالت [ 1 ] اسيران مسلمان را كه به دست روميان بودند بداند تا دستور مبادلهء آنها داده شود و اين به ماه شعبان همين سال بود . نصر از آن پس كه مدتى به نزد روميان ببود برون شد . [ 2 ] گويند : تدوره پس از رفتن نصر دستور داد اسيران وى را از نظر بگذرانند و بر آنها عرضه كنند ، هر كس از آنها نصرانى شد چون كسانى شد كه از آن پيش نصرانى نصرانيت شده بودند و هر كه نپذيرفت كشته شد . گويند از اسيران دوازده هزار كس را بكشت به قولى قنقلهء خواجه بى دستور تدوره آنها را بكشت . نامهء متوكل به نزد عاملان مرزهاى شام و جزيره فرستاده شد كه ميان شنيف خادم و جورجس فرستادهء سالار روميان در كار مبادله سخن رفته و در اين كار اتفاق كرده‌اند و اين جورجس متاركه اى خواسته از پنج روز رفته از رجب سال دويست و چهل و يكم تا هفت روز مانده از شوال همين سال ، كه اسيران را فراهم آرند و وقتى داشته باشند كه به امانگاهشان باز روند . نامه در اين باب ، به روز چهارشنبه پنج روز رفته از رجب ، فرستاده شد . بنا بود مبادله به روز فطر همين سال انجام شود . جورجس فرستادهء شهخانم روم به روز شنبه هشت روز مانده از رجب با هفتاد استر كه براى وى كرايه شده به ناحيهء مرزهاى شام رفت . ابو قحطبهء مغربى طرسوسى نيز با وى برفت كه منتظر وقت عيد فطر بمانند . جورجس گروهى از بطريقان و غلامان خويش را نزديك به پنجاه كس همراه داشت . شنيف خادم در نيمهء شعبان برون شد . يكصد سوار با وى بود ، سى كس از تركان و سى كس از مغربيان و چهل كس از سواران شاكرى . جعفر بن عبد الواحد كه قاضى القضاة بود خواست به او اجازه داده شود ( 203 در مبادله حضور يابد و يكى را جانشين كند كه به جاى وى بماند . به دو اجازه داده شد و دستور داده شد يكصد و

--> [ 1 ] كلمه متن . صحت ، [ 2 ] متن افتاده دارد جمله قزينهء بعد تكميل شد .